نامه ای به عشق

 

امروز قصد کرده ام به تو نامه بنویسم.به تو . سراسر از میل و آرزو . خستگی راه را در نگاه تو گم کردم .روسری ات را رنگ بهار زدم. لحظه ای خود را در دوردست ها نهادم و قلبم را برای تو سرشار از رنگ لطیف مهربانی کردم. قلبم را  ُ  تمام آرزوهایم را نگفتم و ننوشتم همه را یکجا در چشمهایم ریختم و نگاهم را به نگاه تو سپردم. و عقل را حامی احساس غریبانه لطایف وجودت کردم و آنگاه بار غصه ای نا آشنا بردوشم ماند و قصه ام سراسر رنگی سرشار از خواستن شد نه به هر قیمتی . عشق را قیمت نبود و حرمتش به فریاد نخواهد شکست.

/ 0 نظر / 8 بازدید